Episode description
محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در سال ۱۲۸۵ شمسی در تبریز به دنیا آمد. ابتدا به مکتب رفت و سپس تحصیل خود را در مدرسههای تبریز ادامه داد. بعد به تهران رفت و در سال ۱۳۰۳ از دارالفنون دیپلم گرفت. به توصیه پدر وارد دانشکده پزشکی شد اما پس از پنج سال تحصیل پزشکی را کنار گذاشت. مدتی کارمند اداره ثبت اسناد و املاک بود و سپس به بانک کشاورزی منتقل شد. در تهران با ابوالحسن صبا موسیقیدان و امیری فیروزکوهی شاعر و خوانندگان بهنام آن دوره مثل پروانه و قمرالملوک وزیری آشنا شد.شهرت شهریار بیشتر به غزلهای اوست. شعر او را میتوان به سه دسته مذهبی، مدیحه و عاشقانه تقسیم کرد.امشب ای ماه به درد دل من تسکینیآخر ای ماه تو همدرد من مسکینیکاهش جان تو من دانم و من میدانمکه تو از دوری خورشید چهها میبینیحساسیت شعری او بهعلاوه آشناییاش با موسیقی ایرانی در بهکارگیری قافیه درونی و واجآرایی ماهرانه او منعکس است و در نهایت باعث شد آهنگسازان و خوانندگان بزرگ زمان او از غزلهای شهریار (مثل غزل «حالا چرا؟») برای ساخت موسیقی و آهنگ بهره ببرند.آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتادهام از پا چرانوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر میخواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایمدیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بیاعتباراین همه غافل شدن از چون منی شیدا چراشهریاربیان لطیف، ساده، روان و جذابیت کلام ویژگیهای شعر شهریار است. البته گاه در کنار بیان لطیف و ادیبانه، دیده میشود شاعر پروایی از کاربرد اصطلاحات عامیانه ندارد و تصاویر زیبای کلامی را با جملات محاورهای در میآمیزد. این تلفیق شاعرانه از ویژگیهای شعر شهریار است. شهریار معتقد به تحول و تجدید حیات در شعر ادبی بود و آثار این نوگرایی در بیشتر اشعارش دیده میشود. او از کاربرد مضامین نو پروایی نداشت و در این زمینه نوآوریهای فراوانی دارد.منظومه حیدربابایه سلام (حیدربابا سلام) که خطاب به کوه حیدربابا در نزدیکی تبریز به زبان مادری شهریار و در قالب محاورهای ترکی آذری سروده شده بازتاب